يه زمانى كه اينترنت نبود، ماهواره تازه رايج شده بود و ما هيچ وقت نداشتيمش، تلوزيون 2-3 كانال بيشتر نداشت، مجله دانشمند فهميدنش برام خيلى سخت بود، نيم ساعت اخبار علمى فرهنگى رو عصر ها سعى ميكردم از دست ندم، بلكه يكى دو جمله از آخرين اخبار برخورد شهابى با ژوپيتر رو بگه*، ببينيم بالاخره ژوپيتر كن فيكون شد يا نه، چقدر سوراخ شد، واقعيت با پيش بينى ها جور در اومد يا نه. يك موقع هايى هم همت ميكردم، اوتوبوس ميگرفتم تا كتابخانه حسينيه ارشاد، كه مجله هاى اخير انگليسى مثل نيوزويك و تايمز و ريدرز دايجست را داشت. اگر توى قسمت علمى روزنامه ها يك پاراگراف درباره اخبار ماموريت هاى فضايى چاپ ميشد، روزم ساخته ميشد. اگر هم يك موقع مقاله هاى بريده شده از واشنگتن پست طبق سفارشاتم از برادرم با مسافر يا پست به دستم ميرسيد كه ديگه توى بهشت بودم و كارم هم در اومده بود: بايد براى فهميدن هر يه جمله هزار بار ديكشنرى باز ميكردم. لجباز هم بودم. اول ديكشنرى انگليسى به انگليسى، بعد اگر نفهميدم (كه شامل نود در صد مواقع ميشد)، ديكشنرى انگليسى به فارسى رو باز ميكردم. يك مرتبه ميديديد من يه صبح تا شب بين يك مشت كاغذ و جلدهاى مختلف ديكشنرى هاى كلفت غرق بودم.
خلاصه فاصله ها دور بود، و اطلاعات در دسترس نبود و تازه اگر به دست ميرسيد با تاخير بود. حالا كار دنيا بر عكس شده. جاها عوض شده. صاف رفتم تو دل منبع خبر. تمام عقده هاى نوجوانيم رو خالى ميكنم (نميدونم چرا فقط تموم نميشه). روزنامه ها، تلوزيون ها، وب سايت ها چشم دوختند به ما، منتظرند آخرين اخبار و دستاورد علمى رو از ما بگيرند چاپ كنند. ما هم ميگيم، داريم روش كار ميكنيم بابا، به خدا داريم روش كار ميكنيم، هنوز همه داده ها نيومده. من هم تو دلم ميگم، حالا شما يك صبر كنيد!
* A brief introduction is available here. You can also see the
related NASA press release at the time. Interestingly enough that made another interesting July.
پ.ن. اين هم يك نشونه ديگه از اينكه كارهاى دنيا بر عكس شده: متن هاى فارسى با زير نويس انگليسى توضيح داده ميشوند، به جاى اينكه متن هاى انگليسى به فارسى ترجمه بشوند!
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment