Wednesday, May 29, 2013

Decisions!

"In any moment of decision, the best thing you can do is the right thing, the next best thing is the wrong thing, and the worst thing you can do is nothing."

--Theodore Roosevelt


In today's leadership seminar, the instructor used this quote to make her point.  As I listened, my mind drifted away to so many years of my life witnessing adults and even society's decision-makers not making any decisions, doing  nothing, at many moments of decision.  I wonder how so many things, my life, my family members' and others' lives, would have been different had more adults practiced making decisions, good or bad, during my childhood.

برخورد با زندگى

هنوز يك ماه از حادثه ماراتن بوستون نگذشته بود، كه قربانيان اين واقعه را در برنامه هاى مختلف تلوزيونى نشان ميدادند و از وضعيت سلامتيشون گزارش ميدادند.  اينكه هر روز فيزيو تراپى ميكنند، و وقتى از بانى اين حادثه از آنها ميپرسيدند، ميگفتند، ما به او فكر نميكنيم. تمام فكر و ذكر و تلاشمان اين هست كه بهبود پيدا كنيم، بتونيم با پاى مصنوعى راه بريم، و به روال زندگيمون برگرديم.  در يك برنامه تلوزيونى ديگر كه مسابقه رقص هست، چند هفته پيش گفتند كه با يكى از قربانيان واقعه بوستون كه عاشق رقص بوده كار ميكنند تا در يكى از برنامه هاى آتى آنها شركت كند.  امروز يكى ديگر از قربانيان كه هر دو پاش رو از دست داده،  توپ آغاز يك مسابقه بيسبال را از روى صندلى چرخدار انداخته بود.  در فيلمى كه از او ديدم لبخند بر روى لبانش بود! واقعا از بودن در استاديوم و زنده بودن شاد بود.

اين روحيه قوى و تفاوت بين آدمها از كجا مياد؟  حدس ميزنم از حمايت اطرافيان و جامعه از اين قربانيان.  چطور ميشه كه بعضى آدمها به خاطر حرفى كه كسى 10، 20، يا 30 سال پيش زده از او نميگذرند و  به روال زندگى بر نميگردند؟  فكر ميكنم اين تفاوت ها فراتر از تفاوت هاى فردى باشه.  واقعا فكر نميكنم كسى در ايران 1-2 ماه بعد از از دست دادن  آعضاى بدنش بتونه لبخند بزنه، اميد به زندگى و بهتر شدن داشته باشه، حداقلش تا سالها، و به حق، افسرده خواهد بود.  شايد هم آن واقع بينانه تر باشه و اينجا زيادى هميشه ميخواهند زندگى رو رنگارنگ و زيبا و تخيلى ترسيم كنند و روى تلخى ها و درد ها و زشتى ها رو زود ميپوشونند و ظاهر سازى ميكنند.  شايد ما در ايران با درد و غم ميونمون بهتره و راحت تر ميپذيريمش؟  نميدونم كدوم درسته و كدوم غلط، اما فكر كنم هر دو طرف ماجرا افراط و تفريطى داره.