نامجو يك آهنگى داره به نام الكى، راجع به كارها و حرف ها و هدف هاى الكى آدم ها به طور كل، و يا شايد ايرانيان به طور خاص.
يك مورد كه بايد به اين ليست اضافه كرد التيماتم ها و يا بلف هاى الكى، و يا يك دستى زدن هايى است كه آدمها اميد واهى دارند كه الكى بگيره و فكر نميكنند كه اگر نگرفت، الكى خودشون زندگى خودشون رو به هم ميزنند وقتى كه واقعا قصد نداشتند پاش بايستند.
يكى مشكل داره تو زندگيش، به جاى اينكه بگه مشكلش چيه، يا چيكار ميتونه بكنه اون را حل كنه، يا چه كار انتظار داره طرف مقابل انجام بده، كه اين مشكل حل بشه، هى الكى ميگه من طلاق ميخواهم. بعد كه حكم طلاق رو ميگيره، دمار از روزگار طرف در مياره. بماند كه اگر بچه هايى هم در كار باشند سر ترفند ها و تهديد هاى الكى والدينشون زندگى شون عوض ميشه.
كسى هنوز صلاحيت يا سابقه كافى در كارش نداره، به رييسش التيماتم ميده كه اگر به من فلان امتياز يا ترفيع را ندهيد، در اين كار نميمانم. كارفرما هم به دلايلى از اين كار صرف نظر ميكند، و فرد به خاطر حرف خودش مجبور ميشه كارش رو ول كنه، بدون داشتن جايگذين بهترى يا حتى برابرى و چه بسا ماهها طول بكشه تا كار جديدى پيدا كنه، در صورتى كه از همون چند ماه ميتوانست براى پيشرفت و رشد در كارش استفاده كنه.
كسى هنوز صلاحيت يا سابقه كافى در كارش نداره، به رييسش التيماتم ميده كه اگر به من فلان امتياز يا ترفيع را ندهيد، در اين كار نميمانم. كارفرما هم به دلايلى از اين كار صرف نظر ميكند، و فرد به خاطر حرف خودش مجبور ميشه كارش رو ول كنه، بدون داشتن جايگذين بهترى يا حتى برابرى و چه بسا ماهها طول بكشه تا كار جديدى پيدا كنه، در صورتى كه از همون چند ماه ميتوانست براى پيشرفت و رشد در كارش استفاده كنه.
دو نفر با هم هستند، همه اهميت و معناى رابطه شون در اين ارزيابى ميشه كه ازدواج ميكنند يا نه. بعد براى اينكه كمكشون كنند به اين هدف برسند، آدمها نصايح الكى ميكنند: تهديدش كن بگو اگر ازدواج نكنى، ميرم با يكى ديگه يا برو با يكى ديگه، حسودى ميكنه. يكى نيست بگه اگر كسى بخواهد برود با كس ديگرى مگر كسى جلوش رو گرفته؟ يا مرض داره در رابطه بمونه اگر ميخواهد با كس ديگرى باشد؟ يا اگر كسى، كسى رو دوست داره، آيا ميخواهد آزارش بده و ناراحتش كنه، اونم از قصد و با برنامه ريزى؟ خوب هر وقت خواست ميره و به قبل و بعد ازدواج هم ربطى ندارد. بعد كافيه عشقشون از روى انسانيت و عشق بگه اگر اين رو ميخواهى، من نميخواهم مانع رسيدن به اهداف زندگيت بشم. بعد طرف هم توى رودربايستى يا لجبازى حرف الكى خودش گير ميكنه، رابطه اش رو به هم ميزنه و ميره پى زندگيش وقتى واقعا چنين قصدى نداشته.
بعد معلوم نيست دوست داشتن و وجود يك نفر انقدر الكيه؟ بود و نبود اون نفر در زندگى شما هيچ ارزشى نداره؟
يا ارزش وجود خودتون انقدر كم و الكيه كه به زور و كلك بخواهيد كسى را وادار به بودن با شما كنيد؟
از حرف هاى الكى ديگه اينه كه يكى هزار و يك مشكل با خودش داره، به جاى اينكه فشار روش بذارن روى خودش كار كنه، كمك و درمان حرفه اى بگيره، ميگن كاش زن بگيره يا شوهر كنه حالش خوب شه. انگار آدمها قرص و دارو هستند. اون خانوم يا آقاى مجهول انسان نيست؟
چقدر حرف الكى آخه؟ ماشالا همه هم تحصيلكرده و خواهان حقوق مساوى هستند، اون هم الكى.