Saturday, January 30, 2010

تنهایی یا نه؟

این بشر و زندگی‌ چقدر پیچیده هستند. وقتی‌ تنهای تنها هستی‌، سخت‌ترین اتفاقات زندگی‌ رخ میده، به در و دیوار‌ها نگاه میکنی‌ و فکر میکنی‌ کاشکی‌ فقط یک آدم دیگه الان اینجا بود. وقتی‌ دور و برا آدم شلوغه و هزار جور کمک خواسته و نا‌ خواسته دریافت میکنی‌، دلت برای خودت و استقلالت تنگ می‌شه. یکی‌ نیست به آدم بگه چی‌ میخوای؟

2 comments:

Mehrnaz Memar said...

چاره کار نخواستنه. پذیرفتن هرچیزی که هست همونطور که هست. فقط بودن و نظاره گر بودنه.

اینا حرف من نیست. حرف مولوی و کریشنا و امثالهم هست.

Nargess said...

Thanks, I will work on it.

I think we have to accept the things we cannot change, not the ones we can, or else we would not have made so many life-changing decisions in our lives.