Saturday, November 30, 2013

سهراب سپهرى

امروز آخر هفته بعد از عيد شكرگزارى در آمريكا است.  از آنجايى كه خيلى ديدارها در اين عيد كه پنجشنبه بود، تازه شد، شنبه نسبتا آرام و ساكتى دارم.  بعد از مدت ها رفتم سراغ كتابخانه ام تا از اين آرامش براى مطالعه استفاده كنم.  نگاهى به كتابهاى شعرم انداختم و فكر كردم بد نيست كمى شعر بخوانم، كه چشمم به هشت كتاب سهراب سپهرى افتاد.   ناگهان متوجه شدم، يا يادم افتاد، كه من ديشب خواب اين صحنه از كتابخانه ام را ديده بودم. من ديشب در حقيقت خواب سهراب سپهرى را ديده بودم كه در خانه من مهمان بود.  و من به او كتابخانه ام را نشان داده بودم و به او گفتم، ببين، كتابت اينجاست! همين يك صحنه را فقط يادم هست.  خيلى به نظرم خواب عجيبى است كه كسى را كه هرگز ملاقات نكرده ام ديدم و با او صحبت كردم.  شايد از ديشب در خواب در فكر بودم كه امروز بايد شعر بخوانم!

No comments: