Wednesday, October 26, 2011
كباب
فكر ميكند سنش زياد است، خيلى زياد، حتى يك موقع هايى نگران ميشود كه نكند انقدر پا به سن گذاشته كه دچار بحران ميانسالگان شده باشد. اما نميداند كه وقتى با عجله مياد تو آشپزخونه كه ببينه شام چيه و با ذوق و كمى خجالت يواش ميپرسد "كباب درست كردى؟"، صورتش عين يك پسر بچه كوچك است، كه اگر همون موقع بهش كباب ندى، ممكنه گريه كنه.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment